مهدی شریف

وب نوشته‌های مهدی شریف

درد دل

خیلی جالبه یک همچین شخصیت های جالبی میخوان نمایده شهر ما بشن، واقعا لیاقت رودسر و اون دنباله دور و درازش این افراد هستن؟

شهر من دیار این افراد نبوده، چی شده که الان اینجور افراد اینطور برای خودشون دارن توی این شهر می‌تازند؟ تا کی تخت و تازشون ادامه خواهد داشت؟

خیلی عادی بود اگه بعد از اینکه بعد از انتخاب شدن دروغ میگفتن و زیر قول‌هاشون میزدن، ولی هنوز نه به داره نه به باره این افعال زیبا رو انجام میدن! به موقع حتما توضیحات کاملی درباره یکی از این افراد به اصطلاح کاندیدای مردمی خواهم نوشت.

۲۵ دی ۱۳۹۰ در ساعت ۱۰:۴۷ - دیدگاه‌ها
متاسفانه افرادی کاندید شدن که حتی حرف زدنه عادی رو هم بلد نیستن...وقتی برایه گفتن یه جمله معمولی 1 دقیقه ...
۲۵ دی ۹۰ در ساعت ۱۲:۰۱

اینبار واقعا نمیخوام!

هیچوقت دوست نداشتم دروغ بگم
ولی گفتم!
هیچوقت دوست نداشتم حق کسی رو ضایع کنم
ولی کردم!
هیچ وقت نخواستم به ریش همشهری هام بخندم
ولی خندیدم!
هیچوقت نخواستم بدقولی کنم
ولی کردم!
هیچوقت نخواستم نماینده بشم
پس اینبار واقعا نمیخوام

۲۵ دی ۱۳۹۰ در ساعت ۱۰:۳۹ - دیدگاه‌ها

ارسلان، احمد و من

(بیشتر..)

۱۶ دی ۱۳۹۰ در ساعت ۰۴:۴۵ - دیدگاه‌ها
روز قشنگی بود ...
۲۱ دی ۹۰ در ساعت ۰۰:۵۳

اون پارک خاطره انگیز

این عکس، عکس پارکی هست که من و خیلی های دیگه بیشتر خاطرات کودکی و نوجوانیمون رو توش گذروندیم، یادش بخیر.

این عکس رو توی پروفایل هانیه توی فیس بوک دیدم، یکساعته خاطراتم مثل فیلم از جلوی چشمام عبور میکنن، هییییی، یادش بخیر . . .

مرسی هانیه

۱۶ دی ۱۳۹۰ در ساعت ۰۳:۴۳ - دیدگاه‌ها
هانیه
ای کاش کودک بودم ، تا از ته دل می خندیدم، نه اینکه مجبور باشم همواره تبسمی تلخ بر لب داشته ...
۱۷ دی ۹۰ در ساعت ۰۲:۲۳
هانیه
چه زود بزرگ شدم ! سالها می گذرد ولی من هنوز کودکم...
۱۷ دی ۹۰ در ساعت ۰۲:۲۵

ارسلان پیدا شد، نفر بعدی کیه؟

تلفن شرکت زنگ میخوره
به همکارم وصل میشه
آقای پشت خط میگه از دوستان قدیمی منه
وصل میکنن به من
و من بعد ده سال صدای دوست دوران شیرین راهنمایی و دبیرستانم رو میشنوم.
ارسلان حسن عباسی

چقدر زیبا بود که مطلبی که تو وبلاگم نوشتم باعث شد یکی از بهترین دوستام رو پیدا کنم. ارسلان نمیدونی صدات چقدر بهم انرژی داد.

ارسلان آخر هفته میاد رودسر و من بسیار از این بابت خوشحالم.

Posted from WordPress for Android

۱۴ دی ۱۳۹۰ در ساعت ۰۰:۰۹ - دیدگاه‌ها
میبینی گاهی وقت ها چطوری دنبال طعم شیرین گذشته ها میگردیم؟!کاش همیشه گذشته ها،شیرین بمونن خوشحالم که خوشحالی:)
۱۴ دی ۹۰ در ساعت ۰۱:۴۹
هانیه
چه حس قشنگی.خیلی خوشحالم برای شما دوتا دوست
۱۷ دی ۹۰ در ساعت ۰۲:۳۷